سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
شمیم سبز

شمیم سبز


    نوشته : وفات رسول اکرم (ص) .
    خب ، این خودش یعنی آخر آخر مظلومیت .
   یکی نیست بگوید آخر تقویم حسابی ! وفات کجا بود ؟ پیامبر ما شهید شد . مظلومانه هم شهید شد . پیامبر ما مظلوم بود .
    آنقدر مظلوم که ... قلم و کاغذی هم نیاوردند برای نوشتن وصیت ، حتی !
    بعد ، آمدند در خانه را زدند : علی را بگویید بیاید برای بیعت با خلیفه .
    بعد هم همان ماجرای تلخ و شوم سقیفه .
   پیامبر ما مظلوم بود .
    آن قدر مظلوم که در خانه ی دختر داغدیده اش را به آتش کشیدند و نوه ی نیامده اش را کشتند. جانشین بر حقش را میان کوچه ها کشاندند . و یکی هم حتی از آن جماعت، به یاد     آوری قصه ی غدیر برنخاست . 
  پیامبر ما مظلوم بود ....

   آن قدر مظلوم ، که حالا بعد این همه سال باید تو تقویم ها بنویسند : وفات رسول اکرم .


نوشته شده در شنبه 1/11/90ساعت 10:1 عصر توسط هدی نظرات ( ) | |

چه کنم با این پلک های سنگین ؟ با این نفس های سخت و این احوال خسته و غمگین؟
بگذار گریه کنم به حال و روز منحنی احساس جوانم ، و به سپیدی گیسوان خشک شده ی روحم.
دست دراز کردم که کوزه ی خاطرات شیرینم را از رو طاقچه ی غبار گرفته بردارم ، یک دفعه ، افتاد . شکست. خرد شد و مثل آیینه منعکس شد تو همه ی همه ی اتاق . چه افتضاحی بود ، من همان جا نشستم و زدم زیر گریه ... بگذار گریه کنم . 


به ساقه می مانم ، ساقه را با تبر چه کار؟
ساقه را می شود ، با دست ، آهسته ، از خاک خوب دوست داشتنی اش جدا کرد . بعد با انگشت کمر نرمش را تا کرد.
ساقه را با تبر چه کار؟ یک ضربه ی تبر کافیست که لطافت ساقه را برای همیشه از نفس بیندازد . تمام .
آن وقت ساقه ی کوچک ، تا آخر آخر عمرش یک گوشه می افتد و صدای ناله های ضعیفش به گوش هیچ باغبانی نمی رسد .
بگذار گریه کنم .
کمر ساقه شکسته است ، چشم های ریشه خسته است ، و شیرازه ی گلبرگ ها گسسته است .
شعر مرده است ، دل افسرده است . دزد به لب هایم زده ، خنده هایم را برده است ... بگذار گریه کنم .


نوشته شده در پنج شنبه 29/10/90ساعت 9:27 صبح توسط هدی نظرات ( ) | |


     تنها تکیه گاه من !از تو به تو پناه می برم . با این دستهای خالی خالی.


نوشته شده در چهارشنبه 21/10/90ساعت 11:8 عصر توسط هدی نظرات ( ) | |

نوشته ی رمز دار  


نوشته شده در دوشنبه 5/10/90ساعت 5:26 عصر توسط هدی نظرات ( ) | |

قالب جدید وبلاگ پیجک دات نت